فریادبی صدا
اوای شکسته ما
باز دلتنگم دلتنگ کسی که بارها به یاد او قلبم تپیدن اغازکرده است. کسی که بارها صدای گریستنم را شنیده.کسی که در همین نزدیکیها بوده... باز توبه ام را به دست غبار الود روزگار سپرده ام. ای روزگار چه کنم که هنوز عاشقم. گفتم چیزی بگو ... سکوت کردورفت و من هنوز گوش میکنم. یادگاریست که از بازی دوران دارم


