فریادبی صدا
اوای شکسته ما
از درد از کبودی تنم حرف میزنم من بی زبان و بی دهن حرف میزنم اصلا تعجبی ندارد زبان نیست با تکه تکه ی بدنم حرف میزنم از داغ ها که روی دل من گذاشتند یادم نبود کسی نمی شنود اصلا من با دکمه های پیرهنم حرف میزنم یادم نبود پیرهنی نیست در تنم... من مرده ام و با کفنم حرف میزنم
از یه لبخند ، از یه کلمه مثل سلام!
از یه دستی که دست هاتو با عشق می فشاره
از یه سوال که میتونه روحت رو زیر و زبر کنه!
از یه جواب که وقتی اون رو میشنوی ، به آرامش میرسی
به ساحل امن آشنایی ...به مرز آشنای بودن ...
رابطه گاهی با یه شماره تلفن شروع میشه ،
یه تلفن ! یه تماس با اونی که منتظره !
به اونی که حتی فکر نمیکرد تو به یادش باشی !
به اونی که تلخ شده ، خودشو از یاد برده ، رفته تو لاک بی خیالی.
ولی تلفن تو میتونه یهو بیدارش کنه ، خواب رو از چشماش بتکونه
یه تلنگر به چرت روحش بزنه
دوباره خورشیدشکنه !
رابطه گاهی با یه سفر شروع میشه ! توی راه میبینیش ، باهاش همسفر میشی .
با هم توی خیابون های خیس قدم میزنین ، رفیق راه میشین
تا جایی که
احساس میگه ، دلت واسه دوباره دیدن اون همسفر ،تنگه
احساس میگه ای کاش دوباره میدیدمش.
ای کاش وقتی سفر تموم میشه دیدار ما شروع بشه !
رابطه گاهی با خوندن یه شعر شروع میشه !
وقتی شعر میخونی ،
آدما رو میبری به اعماق ، جایی که کمتر فرصت سر زدن بهش رو داری
جایی که هیچ خیالی نا ممکن نیست
هیچ رویایی دور نیست ....هیچ امکانی نا ممکن نیست .
رابطه گاهی با یه دکمه رو صفحه کیبورد ، شروع میشه !
یهو میبردت اونور دنیا ، اونور شهر و دیارت ، اونور دنیای خاطره ها.
میتونی آدمها رو پیدا کنی ...باهاشون حرف بزنی ، ازشون یاد بگیری .
اون وقته که میفهمی چقدر حرف واسه گفتن داری !
آیا حرفات ارزش ابراز دارن ؟
آیا وقتی با یکی رفیق شدی ، توانایی امتداد این رابطه رو داری ؟
یا فقط دنبال پر کردن ثانیه هایی ؟
رابطه میتونه از رفتن به کوه شروع بشه !
وقتی با نگاه مشتاق به همراهت نگاه میکنی اجازه میدی وارد روحت بشه
باهات حرف بزنه
اگه دوست داشت باهات درد دل کنه
رابطه با همون تبسم مهربون تو امتداد پیدا میکنه
با اون نگاه آشنا آشتی میکنه .
با همون صدای گرم و پر نوازش تو ، صمیمی میشه
با فشار دست های امن تو خودمونی میشه!
بهم بگو رفیق ، چقدر به رابطه فکر میکنی؟!
هر کاری که میکنی رفیق ، هر کلامی که بر زبون میاری ، هر تصمیمی که میگیری
یا به زیبایی یه رابطه تداوم میبخشه
یه عمر لحظه های آشنایی رو کم میکنه!
لحن تو برای گفتن یه صبح بخیر
حس تو برای کمک کردن به هم نوعانت
نگاه تو وقتی به رهگذرها می نگری
همه و همه لحظه های رابطه رو میسازه یا ویران میکنه.
پس هیچ حرکتی رو بی اهمییت تلقی نکن!
هرگز با بی تفاوتی پای اراده رو سست نکن
روح اشتیاق رو با بی خیالی کمرنگ نکن!
هر عملی هر چند کوچک ، میتونه لحظه های کم نفس رو اوج بده .
رابطه دوست خوب من یه جور محکه !
واسه اینکه بدونی چقدر زندگی رو دریافتی !
به اطرافت نگاه کن
چقدر از خودت رازی بودی؟
چقدر دیگران با تو احساس سرشار بودن می کنند ؟
چقدر به آداب گفتار آشنایی؟ چقدر جادوی کلام رو میشناسی؟
از خودت بپرس...
چه قدر از بودن خوشحالی ؟
ایا لحظه هارو درک می کنی؟ یا فقط به فکر شدن بودن رو از یاد میبری ؟!
حقیقت وجود تو از درک واقعییت های اطرافت ادراک میشه
یعنی همون چیزی که تو در اون قرار گرفتی
باید بتونی روابط خودت رو با هر کسی ، هر موجودی و با خود تعریف کنی
رابطه تو با دیگران ، از احساس تو نسبت به خودت شروع میشه .
احساس تو ، تعیین میکنه در چه مداری در حال حرکتی!
وزن کامیابی ونا کامی تو چقدره ؟
چرا......
این روزها ما از بیان کردن احساسمون ، میترسیم ؟!
از این لحظه به بعد ، تو آدم دیگه ای هستی
من آدم دیگه ای هستم!
و هر بار که دیدمت از یاد نمیبرم که رابطه از یه نگاه شروع میشه...
با یه لبخند ، با یه کلمه ....مثل
سلام

